مقاله ای به نام من

.::.
خبر فوری:
به زودی وبلاگ قصه های بی رنگ تعطیل خواهد شد
.::.
سلام سلام صدتا سلام
به همه گلـــا
همه بچه مثبتــــــــا
همه بچه خوشکلــــــــــــآ
همه بچه درس خونـــــا
همه بچه خوش تیپــــــــپا
همه بچه دروغگووا ( اِ اِ اِ نه نه همه بچه راستگووا )
حال چند تا خوبین ؟ راستشـو بگین !
دادا مرتضی ( AFTER THE RAIN ) اومده
با کلی حرف ، حرف دل خودشو ، خودشونو ، خودکاراشــون
چند تا بخش جدید به وبلاگ میخوام اضافه بکنم
کلی دور هم حال کنیم
بگیم ، بخندیم ، غیبت کنیم ( اِ اِ اِ نه نه حرفــای خوب خوب بزنیم )
ناسلامتی مَـــردیـم آخه ! (هیکلو داشته باش)
حالا کی پایست دستش بـــــــالا ( مجوزشم گرفتم ،همه می تونن با خیال راحت دستشونو ببرن بالا )
اعتراف نامه :
شرمنده از تمام حضورتون که همیشه منو شرمنده می کنه .
دلم برای همتون تنگ شده
ولی من برمی گردم . منتظر باشین . کلی تلافی میکنم
.::.

مرامنامه :
تشکر از تمام حضورتون
AFTER THE RAIN
فقط فقط فقط چند تا کاریکاتور . فقط همین !
غم نان

کاریکاتور: بزرگمهر حسین پور
گاری سیب فروش سر میدان افتاد
مرد از جاذبه در بهت خیابان ماند
سیبها ریخت که از مرد نماند چیزی
جوی پر شد که دو سر عایله در آن افتاد
بعد از آن کوچه ندیدش به گمانم آن مرد
یک دو ماهی به همین جرم به زندان افتاد
یا نه مثل همه مردم شیدا شاید
گذرش بر حرم شاه شهیدان افتاد
گره مشکل او دست خدا باز نشد
کاری او باز به یک مشت مسلمان افتاد
او که عاشق تر از آن که دانا باشد
سر و کارش به همین مردم نادان افتاد
غم نان کاش بدانی غم نان یعنی چه
یعنی آدم به تب گندم از ایمان افتاد
آدم آن روز که دستش به دهانش نرسید
از خدا دست کشید و پی شیطان افتاد
و شب بعد زمین مرده او را بلعید...
جسدش در حرم شاه شهیدان افتاد
گله آرام میان شب عریان خوابید
زخم چون گرگ به جان نی چوپان افتاد
_لا لا لا برگ گلم! شاخه بیدم لالا
یوسف دست کدوم گرگ بیابان افتاد؟
برف چون حوله ای آرام و سبکبال و سپید
گرم روی تن عریان زمستان افتاد
برف بارید که از مرد نماند چیزی
شاعری باز پی قافیه نان افتاد
محمد حسین بهرامیان
سری جدیدwallpaper mobile برای گوشی های جدید
سلام سلام سلام
ممنون از حضورتون
من 3 تا wallpaper mobille طراحی کردم که خیلی دوسشون دارم
هر کدوم از شما که سلیقه AFTER THE RAIN قبول داره من پیشنهاد می کنم این کاغذدیواری یا رو دانلود کنه .
پیشنهاد من اینه کسایی که گوشی های با کیفیت صفحه نمایش بالا دارن حتما دانلود کنن !
روی فلش کلیک کن !
حجم فایل : 46.8 KB حجم پایینه بس به دانلود کردنش می ارزه
پسورد : rahi.orq.ir
پسوند : rar
تعداد : 3 عدد
تشکرقبلی
AFTER THE RAIN
بلاخره بخش کاغذ دیواری موبایل راه اندازی شد
سلام سلام سلام
بلاخره بخش wallpaper moblie وبلاگ کرانی ندارد بیابان ما راه اندازی شد
پشیمون نمیشین !
من از تعداد نظرات اصلا راضی نیستم نظر تنها تشکر نیست ! بلکه انتقاد از اشکالات طرح بخش خیلی مهمیه
یعنی وقت من بی ارزشه ؟!
مطمئنآ نظر شما در ادامه این روند تاثیر مثبت خواهد داشت . من این عکس هارو از بین کلی عکس انخاب کردم چون شما ارزش شو دارین !
برای دیدن عکسا روی عکس یا اینجا کلیک کنید !
پسورد : www.rahi.orq.ir
حجم فایل : 1.21 MB
تعداد عکس ها : 23
سایز عکس ها همگی در اندازه های استاندارد 360*240 پیکسل
AFTER THE RAIN
زندگی زیباست
اینم یکی از آخرین شعرام . تقدیم به تمام شما . اسمش هست زندگی زیباست
زمانه آشوب است ، برای قلب من و چه زیباست زندگی آسمان سبز ، رنگ پیدا ، زندگی زیباست زندگی ، زندگیست حس ، عشق ، یاد ، باران همه را دارم زندگی زیباست آری آری زندگی زیباست عشق ، پیچک باران ، قصه شادی ، نرمه نور همه را دارم چه شوری دارم چه زیباست این لحظه قدم زدن ، زیر نور ماه صدای خش خش باران ، افسون گل یخ ، حس آزادی در بافه اسارت و ای کاش می فهمید زندگی زیباست کاش همه می فهمیدن نور هم هست زندگی سخت ، زیباست هوا سرد است ، ولی من می خندم گاه گاهی من بلند آوازه ، با خنده می رقصم پیچه امید ، لبخند شقایق ، بافه عشق همه زیبایی ها اینجاست همه جا نور هست ! همه جا عشق هست ! و چه سکوتی دارد باران وقتی تو ، می خندی همه شادی ها ، همه رنگ ها را می بینم همه را باور دارم روزی خواهم آمد و شعری خواهم خواند
شاید یه حرف ، شایدم ...
ساکنان دریا پس از مدتی صدای دریا را نمی شوند
عجب ! قصه تلخی است قصه عادت

شاید یه حرف ! شایدم ...
وقتی کودک رااز همه چیز می ترسانیم بدون اینکه دلیلش را برایش توضیح دهیم، بد نیست به این هم بیاندیشیم که شاید روزی او از نور هم بترسد.
فرستنده : سپیدار
برای تو وخویش
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بی هوشی بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را خود گیرد و بپزیرد
و زبانی که درصداقت خود، مارا از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم
احمد شاملو
شاید یه حرف ! شایدم ...
سیب (( حمید مصدق ))
تو به من خندیدی …
ونمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه ،
سیب را دزدیدم .
باغبان از پی من تند دوید .
سیب را دست تو دید .
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالها هست که در گوش من آرام
آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد آزارم .
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما … سیب نداشت ؟
در جواب سایه سپید دوست عزیز
حاصل عشق مترسک به کلاغ
مرگ یک مزرعه است

نقاش : سهراب
جوابنامه : حاصل عشق مترسک به کلاغ ،تنها عشق است و مرگ تنهایی کلاغ !






