درباره نويسنده
مرتـــضـــی
بنام آفریننده حق . من کیستم و چه باید باشم نمی دانم لیک آگاه می دانم آن چه باید باشم نیستم . ........................................ دوست داشتن را دوست دارم ، خطوط را... عشق را... باران را دوست داشتم چترم را فراموش کرده ام . ............................................. من هنوز نمی دانم آدمی را ادمیت لازم است یعنی چه ؟ بی وفایی را دیده ام ، سکوت را فهمیده ام ، آه ، آه دل را... کبوتر با کبوتر باز با باز را... . پرواز را نفهمیدم . عشق را فهمیده ام ، نمی دانم . ........................................ صورتم رنگیست ، چشمانم را نمی دانم . آسمان زیباست . من زیبایی را دوست دارم . آری آری زندگی زیباست .
  • صفحه نخست
  • آرشيو وبلاگ
  • تماس با من
  • فيد وبلاگ
نويسندگان وبلاگ
  • مرتـــضـــی
صفحات اختصاصي
  • سخنان فردریش نیچه
  • <
  • سخنان جبران خلیل جبران
  • <
  • سخنان ناپلئون بناپارت
  • <
  • سخنان دالای لاما
  • <
  • سخنان شوپنهاور
  • <
  • سخنان فردوسی خردمند
  • <
  • سخنان مهاتما گاندی
  • <
  • سخنانی از بزرگمهر
  • <
  • sms جدید
  • <
  • اس ام اس عاشقونه
  • <
  • آیــا میـــــــــــدانستیـــــــــد؟ 1
  • <
  • آیــا میـــــــــــدانستیـــــــــد؟ 2
  • <
  • آیــا میـــــــــــدانستیـــــــــد؟ 3
  • <
  • نسخه ی دارو ( طنز )
  • <
  • نظر دبریان در مورد عشق ( و این است دنیای ما )
  • <
  • هیزم شکن ( طنز )
  • <
  • نامه ای به خدا ( طنز )
  • <
  • مقایسه دانشگاه با فیلم ها ( طنز )
  • <
  • وقتی مردان می گویند ... یعنی ( خانوما بیان تو )
  • <
  • 50 تا لطیفه ترسناک ( خانوما نیان تو )
  • <
  • فال میوه ها ( فال دیگه )
  • <
  • رمز و رازهای زیبایی ( حتما بخونی بخصوص خانوما )
  • <
  • تاریخچه کشف زن ( خانوما نیان تو )
  • <
  • کل کل ابراهیم صهبا و سیمین بهبهانی !!! ( طنز )
  • <
  • سقف در کف ( حرف دل )
  • <
  • مشکل ( همه بیان تو )
  • <
  • مشخصات یه دختر خوب ( ورود برای عموم آزاد )
  • <
  • مرکز خرید شوهر ( حرف حق )
  • <
کلمات کليدي مطالب
  • سمت خیـــــــــال دوست (۳۸)
  • ًصــــــــور خیال شعر (۱٩)
  • گِل نوشته های دل ! (۱٥)
  • طنز (۱٥)
  • کاریکاتور (۱٠)
  • حرف هایی به اندازه فکر! (۱٠)
  • روانشناختی (٦)
  • داستان کوتاه (٦)
  • احمد شاملو (٥)
  • عکس (٢)
  • سهراب سپهری (٢)
  • برای تبادل لینک اینجا کلیک کنید! (٢)
  • پوریا عالمی (٢)
  • یحیی تدین (٢)
  • کمی دانلود (۱)
  • آیدین روشن (۱)
  • آیا میدانستید ؟ (۱)
  • ویکتور هوگو (۱)
  • دکتر علی شریعتی (۱)
  • حسین پناهی (۱)
  • ابراهیم نبوی (۱)
  • پابلو نرودا (۱)
  • اسماعیل خوئی (۱)
  • نــــــــــظر سنجِـــــی (۱)
  • رنه دکارت (۱)
  • حمید مصدق (۱)
  • کریستین بوبن (۱)
  • عارف قزوینی (۱)
آرشيو وبلاگ
  • عناوين مطالب
  • آذر ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • دی ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • اسفند ۸٤
دوستان من
  • قصه های بی رنگ
  • ♥آره این منم شاید من نمی دانم♥
  • باد مهربون
  • كشكول رئیسی
  • قدم قدم زندگی
  • زندگی....عشق....ودیگر هیچ
  • XCLUB
  • دانلود جدید ترین فیلمهای روز با لینک مستقیم
  • زنده باد مخالف من(عشق پیدای پنهان )
  • وبلاگ عمومی
  • عارفانه عاشقانه شاعرانه
  • نوشته های همایون رقابی
  • تنهایی با دنیای سحر
  • everything you want
  • ما نسل سومی ها
  • فرشته بیکار و تقلی
  • بانوی فانوس بدست
  • :.:.::مرگ آرزو::.:.:
  • از سنگ تا الماس
  • یاران دبیرستانی
  • ....::. ترنم .::....
  • حرفهای یک درنا
  • ...بی صدا ترین
  • رازهای هستی
  • Medical Life
  • پادشاه متفکر
  • جالبناک!!!!
  • طلوع باران
  • کهنه درخت
  • maninews
  • دل نامه...
  • قصـه گو
  • ایرانیان
  • سایه
  • جوان
  • مسافر
  • یاسمن
  • باران اميد
  • بی توهرگز
  • لبخندایرانی
  • جو - گیریات
  • فریاد بی صدا
  • معشوق من
  • پــــــــرواز به ...
  • بار امانت آسمان
  • دستهای کیهانی
  • بار امانت آسمان
  • حریم عاشقانه ها
  • خاطرات گاه به گاه
  • مدادهای آبی من
  • ندو خسته ميشی !
  • روزنامه نگار تازه کار
  • وب نوشته های من
  • .:: داستان عشق ::.
  • عاشقانه های مهرپویا
  • ღ☆ღ MIYAMSA ღ☆ღ
  • میوه های آرزو رسیدنیست
  • لیلی زیر درخت انار نشست
  • الاغ های بالدار در سرزمین عشق
  • ღ♥♥ رد پای اشکم را بگیر... ♥♥ღ
  • اینجا هرچی بخوای پیدا می شه
  • زنده باد مخالف آزاد من
  • فروشگاه انترنتی اتیس
  • معشوق من
  • عاشق خاکی
  • گم شده شما اینجاست
  • روح بی آزار
  • شهر مجازی من
  • هر چی که بخوای
  • چشم چشم دو ابرو
  • آهويي كه شكارچي شو گم كرده !
  • ♥♥امار سـایت خودتون رو بترکونیــد♥♥
  • تنها
  • ساغر هستي
  • حرف های نگفته ...شایدم گفته
  • صندوقچه ی دلم
  • چنان باش
  • ×××××مجنون××××××
  • دنیای اس ام اس
  • جديدترين مدل لباس 2010
  • mca-tec
  • قصّه گوی شهر
  • " دانلود برنامه موبایل لینک کن "
  • کاریکلماتور
  • خانه یک گلدان گل سرخ
  • ایرانیت
  • ((سایت مرجع طنز و سرگرمی ))
  • دلتنگی های هر شب من
  • موج اف
  • مشاوره خانواده
  • تناقض های من
کدهاي اضافي کاربر


کـــــــــرانی ندارد بیابان مـــا
چه شكايت هــا دارد بـــــــاران، از غم تنهــايـــــــي خــويش
مقاله ای به نام من!
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٩/٢٥

 

.::.

 

خبر فوری

 بخش کتاب های صوتی وبلاگ قصه های بی رنگ افتتاح شد ! کلیک کن !

 

 

 

وبلاگ قصه های بی رنگ به عنوان رتبه اول وبلاگ های داستان کوتاه در پرشین بلاگ انتخاب شد.

بلاخره ما اول شدیم

برای اطمینان از صحت گفتار به صفحه اول پرشین بلاگ مراجعه کنید در قسمت کلمات کلیدی بر روی داستان کوتاه کلیک فرمایید اکنون اولین آدرس مربوط به وبلاگ قصه های بی رنگ می باشد

متشکرم 

 

.::.

 

 DASTAN.OrQ.ir 


برای دیدن وبلاگ قصه های بی رنگتنها کافیست روی عکس سنجاقک کلیک کنید!

.::.

 

سلام بچه ها من دارم یه سایت مستقل درست می کنم به نظر شما اسمش چیه؟

 

.::.

 

مرامنامه :

تشکر از تمام حضورتون

AFTER THE RAIN

نظرات ()



یک تجربه بی نظیر در خیابان ولی عصر
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٩/٢٥

خیابان ولیعصر، زیر پل پارک‌وی در عصر پنجشنبه تجربه نادری از سر گذراند. نظم موجود تغییر کرد. ۱۰۰ تا ۱۵۰ جوان با میانگین سنی ۲۰ سال با شیشه‌شور و دستمالهای یزدی، با لباسهایی مرتب به استقبال شیشه کثیف ماشین‌ها رفتند تا با مردمی از جنس خودشان درباره کودکان کار و خیابان حرف بزنند. پسران و دختران جوان دو ساعت در خیابان شیشه شستند، آدامس و فال فروختند و نتیجه دو ساعت تلاششان را به کودکانی بخشیدند که پارک‌وی برای آنها حکم محل کارشان را دارد.
روزنامه «روزگار» روز شنبه در گزارشی در این باره نوشت، جوانان شرکت‌کننده در این حرکت بین ۱۸ تا ۲۵ سال داشتند. آنها با مردمی که شیشه ماشینها را بالا می‌دادند یا بی‌اعتنا به روبهرو خیره می‌شدند توضیح می‌دادند چرا در خیابان هستند. هدف آنها اصلاح نگاه مردم نسبت به کودکان کار بود.
حرکت خودجوش این جوانان بدون هماهنگی با هیچ نهاد دولتی و غیردولتی یا فعالان حقوق کودک، شاید نشانه ثمربخشی بیش از یک دهه فعالیت و آگاهی‌بخشی NGOهای مدافع حقوق کودکان باشد و شاید نشانه‌ای از تکاپوی اجتماعی برای خلق جهانی بهتر برای کودکانی که کودکی حق آنان است.
عدم سازماندهی، شکل فراخوان و ناشناس بودن چهره‌ها و عدم اطلاع از یا مداخله فعالان حقوق کودک در این برنامه، بر خودجوش بودن این حرکت صحه می‌گذارد.
این حرکت در روز پنجشنبه بدون هیچ مشکلی و در آرامش ادامه یافت. پیام این ۱۰۰ - ۱۵۰ جوان به بچه‌هایی که در خیابان کار می‌کنند این بود: ما شما را درک می‌کنیم و به شما احترام می‌گذاریم. کاری از دست ما برنمی‌آید اما اقلا دو ساعت کار شما را انجام می‌دهیم و با مشتریان شما حرف می‌زنیم تا شاید نگاهشان را نسبت به شما تغییر دهیم. ما رو در رو به مشتریان شما می‌گوییم شما هم انسان هستید و حق زندگی و کودکی دارید و این انتخاب شما نبوده که در خیابانها کار کنید. این اتفاق به همه ما برمیگردد و ما در قبال شما بچه‌ها مسوولیم.
آنها در پایان پولی را که در دو ساعت ماشین شوری و آدامس و فال فروشی بدست آورده بودند بین بچه‌هایی که در خیابان کار می‌کنند تقسیم کردند.

نظرات ()



ما ایرانی ها ..
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٩/٥
+ لطفا همشو بخونین - خوندم که می گم


در ایران چیزهایی هم هست که ساده از کنارشان میگذریم.
اگر مدتی از ایران دور باشید، این نکات زیبا بیشتر خود را نشان میدهند.

امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم.
نیمه های راه گروهی زن و مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند.
مردی با موهای سپید و صدایی بسیار زیبا، داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند.
آنقدر جو گیرنده ای بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم.
وقتی ترانه شادتر شد، جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن.
خواستم فیلمی بگیرم، فکر کردم شاید دوست نداشته باشند.
در اینحال فکر میکردم کجای دنیا چنین حالت و جوی را میشود دید؟

برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه، سفارش املت دادیم.
کنار دست فروشنده نوشته بود: ما را در Facebook ملاقات کنید.
بازفکر کردم در کجای دنیا میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنده اش هم تا این حد به روز باشد؟
چون من تا حدی دنیا دیده هستم، به تجربه میگویم: هیچ کجا..

هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود.
آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که برای خرید گل پنجره را باز کردیم.
شخصیت با وقاری داشت.
وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید، با کلامی تکان دهنده گفت:
بی کس هستم، اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند.
کجای دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را، در کلام یک گلفروش یافت؟ 

ادامه مطلب ...
نظرات ()



دگلمه
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٧/٢٧
ینم شعر دلتنگی
از : ema ahoora

دگلمش کردم
عذر می خوام اگه کیفیت نداره !
 برروی تصویر کلیک کنید ! 
نظرات ()



دگلمه
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٧/٢٧
شعر پاییز
از : ema ahoora

دگلمش کردم
عذر می خوام اگه کیفیت نداره !
ولی بی شک اگه گوش کنین خوشحال می شم !

برروی تصویر کلیک کنید ! 

 
نظرات ()



خدایا ...
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٦/۱٩

چشمانش را داد یعقوب تا انتظاره دیدن یوسف به انتها رسید،
خدایا؟؟؟
مگه ارزش دل بیشتر نبود؟
من که دلم را داده بودم

نظرات ()



دیکطه
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٦/۱٩

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا  طونصطیم  دیکطه  یاد  بگیریم!؟

 

نظرات ()



کاش وقتی هجده سالم بود کسی این مسائل را به من میگفت!
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٦/۱٩

امروز داشتم در کافی ‌شاپ مورد علاقه ‌ام کتابی می‌خواندم که یک جوان 18 ساله کنارم نشست و گفت، "کتاب خوبیه، نه؟" و از آنجا بود که شروع کردیم به حرف زدن.

گفت که چند هفته دیگر از دبیرستان فارغ‌ التحصیل می‌شود و بعد می‌خواهد بلافاصله از پاییز دانشگاهش را شروع کند. گفت، "اما نمی‌دانم می‌خواهم با زندگیم چه بکنم. الان فقط دارم با جریان پیش می‌روم."

و بعد، با اشتیاق و با چشمانی صادق شروع کرد از من سوال کردن:

* "تو چکار می‌کنی، شغلت چیه؟"

* "کی و چطور تصمیم گرفتی که این کار را انتخاب کنی؟"

* "چرا این را انتخاب کردی؟ چرا کارهای دیگر نکردی؟"

* "چیزی بوده که دوست داشته باشی جور دیگه‌ای انجامش می‌دادی؟"

و ....

سوال هایش را تاجایی که می‌توانستم جواب دادم و سعی کردم با توجه به وقتی که داشتم خوب نصیحتش کنم. و بعد از یک ساعتی حرف زدن، از من تشکر کرد و رفت. در راه برگشت به خانه متوجه شدم که بحثی که با آن جوان داشتم برای خودم بسیار نوستالژیک بود. او 10 سال پیش من را به یادم آورد. به خاطر همین دوباره به سوال‌های او فکر کردم و به چیزهایی فکر کردم که امروز افسوس می‌خورم یک نفر وقتی 18 سالم بود به من می‌گفت.

بعد آن را یک قدم جلوتر بردم و به همه چیزهایی فکر کردم که اگه می‌توانستم زمان را به عقب و به 18 سالگیم برگردانم دوست داشتم به خودم بگویم و خودم را نصیحت کنم.

بعد از نوشیدن چند فنجان قهوه و چند ساعت فکر کردن، این 18 چیز به ذهنم رسید:

 

1. خودتان را به اشتباه کردن متعهد کنید. اشتباهات به شما درس‌های مهمی یاد می‌دهد. بزرگترین اشتباهی که می‌توانید مرتکب شوید این است که هیچ کار نکنید چون می‌ترسید که اشتباه کنید. تردید نکنید—به خودتان شک نکنید. مهم این نیست که فرصتی برایتان پیش بیاید یا نه، مهم این است که ریسک کنید. هیچوقت 100% مطمئن نخواهید بود که خوب پیش می‌رود اما نمی‌توانید هم 100% مطمئن باشید که هیچ کار نکردن خوب است! و مهم نیست که نتیجه چه شود، همیشه همانطور که باید تمام می‌شود. یا موفق می‌شوید یا از آن درس می‌گیرید که هر دو آن به نفعتان است. یادتان باشد اگر هیچوقت دست به عمل نزنید، همیشه همان جایی که هستید باقی خواهید ماند.

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



تکنیک های مدیتیشن
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٦/۱٩

 
تکنیک‌های مدیتیشن از  شیوه‌های آرام‌بخشی روح و جسم است که زیرمجموعه درمان‌های طب جایگزین و
طب روان-تنی قرار می‌گیردتکنیک‌ها و راه‌حل‌های این شیوه درمانی به تسکین تنش‌ها و فشارهای عصبی انسان کمک می‌کند
و مانع از تجمع این تنش‌ها و اختلالات در بدن و بروز بیماری‌های جسمی و روحی می‌شود.
  استفاده از تکنیک‌ها و متدهای تنفسی و تمرکزی این شیوه درمانی در طول روز در خانه یا محل کار به ما کمک می‌کند
 
تا گرفتاری‌های فکری، فشارها و استرس‌های فعالیت روزانه‌مان را در همان روز کنار بگذاریم
 و آن‌ها را با خود به روزهای بعد منتقل نکنیم 
 
 
 
 
عادت‌های بد را از خود دور کنیم  
 برای همه ممکن است این حالت پیش بیاید که در موقعیت حسادت کردن به دیگران یا قضاوت کردن راجع به دیگران بربیایند
برای کنترل این حالت راه‌حل‌های متنوعی در شیوه درمانی و آرام‌بخشی مدیتیشن وجود دارد که کاربردی‌ترین آن‌ها استفاده از
 تکنیک تنفس است
 
 بسیاری از عادت‌های ذهنی با تغییر در چگونگی تنفس قابل تغییرند.
بنابراین برای رهایی از حس حسادت یا قضاوت بهترین کار این است که به‌طور عمیق نفس بکشید
    به‌گونه‌ای که عضلات شکم را به داخل کشیده و حین عمل بازدم آن‌ها را رها کنید. در این حین به این موضوع بیندیشید که تمامی افکار منفی و قضاوت‌های نادرست شما همراه با عمل بازدم از شما دور می‌شوند. به این ترتیب پس از یک تا 2 دقیقه تنفس عمیق خواهید دید که در شرایط راحت‌تری قرار دارید 
 

 
  
پیشگیری از پرخاشگری با مدیتیشن
 
 اگر در گروه افرادی قرار دارید که خیلی زود بر اثر حادثه یا اتفاقی نگران، عصبانی یا پرخاشگر می‌شوند، می‌توانید با تمرین تکنیک‌های تنفسی مدیتیشن بر این حالت غلبه کنید. بهترین راه‌حل کاربردی برای پیشگیری از پرخاشگری، تنظیم تنفس‌ها به حالت عمیق و کند است. این کار موجب تخلیه بار منفی و انرژی کاذب ذخیره شده در بدن‌ و مانع از پرخاشگری و رفتارهای شدید و غیرقابل کنترل می‌شود  
 
 
 
 
 
   راهی برای افزایش قابلیت‌های فردی 
یکی دیگر از فواید مدیتیشن افزایش قابلیت‌ها و توانایی‌های فردی است. با آموزش این تکنیک و تکرار آن در طول زندگی بی‌شک می‌توانیم موفقیت‌ها و امتیازهای زیادی را در مراحل مختلف زندگی کسب کنیم. برای انجام این تکنیک کافی است در محیطی آرام با هوای تازه و سرشار از اکسیژن قرار بگیرید. چهارزانو و آرام بنشینید و با تنظیم دم و بازدم، کاملا آرام و رها شوید. در این حالت تنها به ویژگی‌های مثبت، عادت‌های مثبت و موفقیت‌های‌تان بیندیشید و خود را تحسین کنید  
 
 
 
 
   درمان‌بیماری وسواس با تمرکز 
 
 تحقیقات زیادی درباره تاثیرات درمانی مدیتیشن و تصویرسازی بر درمان بیماری وسواس در جهان منتشر شده است.     بسیاری از درمانگران معتقدند
       یکی از بی‌خطر‌ترین و مطمئن‌ترین راه‌ها برای درمان وسواس، مدیتیشن و تصویرسازی است.                                        درمانگران برای تسکین حالت‌های افراد وسواسی به آن‌ها توصیه می‌کنند
در طول روز نیم ساعت تا 45 دقیقه از وقت خود را به مدیتیشن و تمرکز اختصاص دهند. این گروه با انجام مدیتیشن و تنظیم عمل دم و بازدم و همین‌طور بهره‌گیری از عبارت‌های کلامی مثبت مانند «من از نظر روحی سلامتم»، «تمام سلول‌ها و دستگاه عصبی من سلامت است» می‌توانند بسیاری از اختلالات رفتاری خود را کنترل کنند
این بیماران با استفاده از 8 تکنیک مدیتیشن در 8 مرحله زمانی می‌توانند بر این اختلال غلبه کنند  
 
 
 
   افزایش نشاط با تکنیک تنفس 
 برای بدست آوردن نشاط و شادابی در طول روز می‌توانید صبح پس از بیدار شدن در محلی مناسب و آرام که با هوای تازه و پر از اکسیژن صبحگاهی همراه است، این متد را تمرین کنید. برای این کار لازم است به‌صورت چهارزانو بنشینید و خیلی آرام با کمک دهان‌تان تنفس کنید. در این حالت اجازه دهید دهان‌تان مقدار کمی باز بماند و از این طریق عمل دم و بازدم را انجام دهید. دقت کنید که نفس‌های‌تان عمیق نباشد. به این ترتیب تمام تمرکز خود را روی نفس‌های آرام و منظم خود متمرکز کنید تا در بدن‌تان احساس سبکی و آرامش کنید. پس از مدتی احساس سبکی و شلی را در عضلات صورت، فک‌ها و تمام بدن حس می‌کنید. در این مرحله تنها کافی است به واژه‌های خنده، شادی، نشاط و شادابی فکر کنید. روی این واژه تمرکز کنید. 15 دقیقه در این حالت بمانید. این نشاط در سراسر روز شما را همراهی خواهد کرد. 
 
 
نکته : پس از اتمام ساعت کاری در محل کار یا منزل یا پیش از فرا رسیدن ساعت خواب، بهترین راه‌حل برای دور کردن افکار شلوغ و کارهای باقی مانده
 
 استفاده از تکنیک آرام بخشی چشم‌ها است 
 
 
 
 
  بعد از ساعت کاری این تکنیک را انجام دهید 
پس از اتمام ساعت کاری در محل کار یا منزل یا پیش از فرا رسیدن ساعت خواب، بهترین راه‌حل برای دور کردن افکار شلوغ و کارهای باقی مانده استفاده از تکنیک آرام بخشی چشم‌ها است. در این روش با کمک ماساژ سطحی چشم‌ها و پلک‌ها به آرامشی عمیق دست پیدا می‌کنید و تمامی برنامه‌ها و شلوغی‌های فکری را از خود دور کنید. برای این کار لازم است 15 تا 20 دقیقه در محلی آرام بنشینید و سرانگشتان هر دو دست را روی پلک‌ها بدون هیچ فشاری قرار دهید. با انجام این کار به‌طور ناخودآگاه تمام افکار و برنامه‌های کاری از شما دور می‌شود و آرامشی نسبی به سراغ‌تان می‌آید 
 
 
 
 
  بیماری آسم را هم می‌توانید کنترل کنید 
 
 بسیاری از درمانگران تکرار تمرینات و متدهای مدیتیشن را در طول روز و به‌صورت مستمر در درمان و تسکین عوارض ناشی از بیماری آسم در بدن بیماران موثر می‌دانند. استفاده از تکنیک‌های مدیتیشن، اصلاح شیوه تنفس، تنظیم دم و باز دم، تنفس عمیق و دریافت میزان اکسیژن کافی در طول تمرینات مدیتیشن، تمرکز و مراقبه برای بازگشت
سلامت به بدن، دوری از افکار منفی و پر استرس از جمله عواملی است که به درمان مبتلایان به آسم کمک می‌کند 
 

 
 
 بهترین زمان و مکان برای رسیدن به آرامش 
  برای انجام مدیتیشن و استفاده از کاربردهای کم نظیر آن در آرام‌سازی‌ روح و جسم، بهتر است از این تکنیک‌ها همزمان با طلوع و غروب خورشید در طول روز استفاده کنید. علاوه بر این، محلی که برای انجام مدیتیشن درنظر می‌گیرید باید آرام و بدون صدا و در محیطی با هوای تازه و سرشار از اکسیژن باشد. هنگام نشستن دقت داشته باشید که کاملا صاف بنشینید و گردن و ستون فقرات‌تان را در وضعیت عمود و بدون فشار قرار دهید 
 

 
یک شیوه درمانی برای میگرن و بی‌خوابی 
انجام تکنیک‌های مدیتیشن تاثیر زیادی بر حفظ سلامت و تندرستی و پیشگیری از ابتلا به انواع بیماری‌ها دارد. براساس یافته‌های دانشمندان، استمرار و مداومت بر انجام تکینک‌های ساده مدیتیشن به‌صورت روزانه به درمان اختلالات اضطرابی، زخم‌های گوارشی، التهاب روده‌ها، پسوریازیس و افسردگی کمک می‌کند. همین‌طور این مداومت به افراد سالم کمک می‌کند تا از ابتلا به این بیماری‌ها پیشگیری کنند. علاوه براین، شیوه درمانی مدیتیشن یک درمان مکمل و همراه برای شیوه‌های درمانی طب رایج در درمان و تسکین بیماری‌هایی مانند التهاب مفاصل، دردهای عضلانی، سرطان، میگرن و انواع بی‌خوابی‌هاست
 
 
 
 behtarinha :منبع
 
شاد باشید
مهربان
نظرات ()



تمرین روان شناسی: شخصیت منفی ذهن‌تان را بیرون کنید
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٦/۱٩
هر روز ازخود حمایت کنید
 
 
همه آدم ها در ذهن شان هم شخصیت منفی دارند وهم مثبت اماحالا وقت آن است که شخصیت منفی ذهن‌تان را بیرون کنید.

 
ممکن است شما هم مانند اغلب آدم‌ها گاهی با خودتان حرف بزنید، بحث کنید، نتیجه بگیرید و حتی مشاجره کنید. صحبت‌های درونی موضوعی است که اغلب آدم‌ها تجربه‌اش می‌کنند. اغلب آدم‌ها در ذهن‌شان یک شخصیت مثبت و یک شخصیت منفی دارند که گاهی برای ایجاد تعادل در تصمیم‌های‌شان دست به دست هم می‌دهند و گاهی هم علیه هم بسیج می‌شوند و زندگی‌شان را به هم می‌ریزند اما شما با انجام چند تمرین می‌توانید شخصیت منفی ذهن‌تان را رام کنید و آن را برای گرفتن تصمیمات منطقی به خدمت بگیرید. پس اگر فکر می‌کنید آماده جنگیدن با دیو درون‌تان هستید با ما همراه شوید.
تمرین شماره یکدفتر خاطرات‌تان را  بردارید
یک روز را برای انجام این تمرین انتخاب کنید؛ روزی که نه در آن قرار است کار خاص و مهمی انجام دهید و نه موضوع غم انگیزی برای بررسی‌ در پیرامون‌تان وجود دارد. سعی کنید آرام‌ترین روزتان را برای این کار انتخاب کنید و در شرایطی باشید که کسی مزاحم انجام تمرین‌تان نشود. دفترچه خاطرات یا حتی یک ورق کاغذ را مقابل‌تان بگذارید و سعی کنید تمام قرارهایی که با خودتان گذاشته‌اید را بنویسید. هر چند ساعت یک‌بار دفتر را بردارید و به جملاتی که نوشته‌اید نگاه کنید. در این ساعت‌ها چقدر موفق بوده‌اید و تا چه اندازه توانسته‌اید مکالمات درونی و افکارتان را کنترل کنید؟ بعد از این‌که مدتی این تمرین را انجام دادید خواهید توانست بدون مراجعه ساعت به ساعت به نوشته‌های‌تان ذهن‌تان را کنترل کنید و هوشیارانه جملاتی که به‌خودتان می‌گویید را بررسی کنید.
تمرین شماره 2خودتان را در یک موقعیت مهم تصور کنید
تصور کنید فردا صبح قرار است در یک سمینار مهم شرکت کنید. تمام همکاران و روسا در آن جلسه حضور دارند و شما باید آمادگی بالایی برای ارائه مطالب و پاسخگویی به آنها داشته باشید. حالا شب قبل از این نشست بزرگ است و در تاریکی شب روی تخت خواب‌تان دراز کشیده‌اید. چه جملاتی را در مورد برنامه فردا به‌خود می‌گویید؟ چقدر زمان ببرد مهم نیست. شما باید صادقانه و بادقت به این مکالمات توجه کنید. اگر احساس می‌کنید افکار منفی پیاپی در ذهن‌تان چرخ می‌زنند و شما را آشفته می‌کنند، خوابیدن را فراموش کنید و با خودتان گفت‌و‌گو کنید. شما باید برای آرام کردن ذهن‌تان و دور کردن این افکار منفی به آن جملات پاسخ دهید. مهم نیست ساعت چند است، یک قلم و کاغذ در دست‌تان بگیرید. تمامی پاسخ‌های‌تان را یادداشت کنید اما هرگز در نوشتن‌شان خودسانسوری نکنید. حالا کمی آرام‌تر شده‌اید و توانسته‌اید گوشه منفی ذهن‌تان را سرجایش بنشانید و آرام بخوابید.
تمرین شماره 3نوشته‌های قبلی را مرور کنید
در نخستین فرصتی که برای‌تان پیش آمده نوشته‌های دو تمرین قبل را کنار هم بگذارید و بررسی کنید. سعی کنید زمانی را انتخاب کنید که هم تمرکز کافی برای این کار داشته باشید و هم فرصت لازم. چه موضوعاتی در این دو نوشته مشترک هستند؛ این موضوعات مشترک مشکلاتی هستند که هر روز در ذهن‌تان به آنها برمی‌خورید پس باید جدی‌تر از دیگر موارد با آنها برخورد کنید و راهی برای جلو بردن‌شان پیدا کنید. نوشتن را فراموش نکنید. سعی نکنید منطق‌تان را در ذهن‌تان نگه دارید بلکه آن را روی کاغذ بیاورید. حالا شما فهرستی از این موضوعات مشترک دارید و وقت آن است که راهی مناسب برای از میان بردن‌شان هم پیدا کنید.
نکته : در زمانی که به تمامی این نوشته‌ها نگاه می‌کنید، سعی کنید به این سوال هم پاسخ دهید: «در روز چطور دوستی برای خودتان هستید؟»
تمرین شماره 4خودتان را محک بزنید
بعد از بررسی 2 نوشته، باید خودتان را محک بزنید. موضوعاتی که در کاغذ‌ها نوشته‌اید را ارزیابی کنید. چه حال و هوایی داشته‌اند؟ آیا مثبت بوده‌اند یا پر از ناامیدی و حتی خشم؟ اگر مثبت بوده‌اند، آیا عقلانی هم بوده‌اند؟ آیا محدوده وسیعی از این نوشته‌ها پر است از افکار خشن و کینه‌جویانه؟ یا سرشار است از تفکرات مثبت و‌گاه رویایی و غیرواقعی؟ مواردی که در نوشته‌تان به طرز واضحی مثبت یا منفی رده‌بندی می‌شوند را با علائم جداگانه مشخص کنید. می‌توانید از ماژیک‌هایی با رنگ‌های متفاوت کمک بگیرید و این موضوعات را دسته‌بندی کنید. همین‌طور می‌توانید مواردی را که در حال حاضر از نظرتان منطقی یا غیرمنطقی به‌نظر می‌رسند، مشخص کنید و چند دقیقه‌ای به آنها فکر کنید. با این تقسیم‌بندی تا حدودی بهتر می‌توانید خودتان و ذهن‌تان را بشناسید و درک کنید بیشتر چه گفت‌و‌گوهایی را در مغزتان می‌گذرانید. چقدر با روزهای قبل تفاوت کرده‌اید و چقدر بر نوشته‌های قبلی‌تان پافشاری می‌کنید؟
تمرین شماره 5چقدر موفق بوده‌اید؟
بهتر است بار دیگر به تمرین‌های شماره یک و 2 برگردید. متن‌هایی که نوشته‌اید را دوباره بررسی کنید. چقدر بر مکالمات ذهنی‌تان کنترل داشته‌اید و چقدر این گفت‌و‌گو‌ها خارج از کنترل شما به دنیای واقعی و بیرونی زندگی‌تان راه پیدا کرده‌اند؟ آیا توانسته‌اید یک کینه آنی را در حد یک تفکر نگه دارید یا اینکه آن مکالمه ذهنی واکنشی نادرست را در دنیای واقعی زندگی‌تان به همراه آورده است؟ شما تا چه اندازه توانسته‌اید این تفکرات را سرکوب کنید و آنها را با افکار بهتری جایگزین کنید و تا چه اندازه در این ماجرا هیجانی عمل کرده و خودتان را علیه خود تحریک کرده‌اید؟ جواب‌های‌تان را بنویسید. این پنجمین کاغذی است که براساس تفکرات ذهنی‌تان روی آن یادداشت می‌کنید. خسته نشوید و این کار را بی‌فایده ندانید؛ تنها یک قدم دیگر برای رام‌‌کردن ذهن سرکش‌تان باقی مانده است.
تمرین شماره 6
دوست خوبی برای خودتان بوده‌اید؟
درست در زمانی که به تمامی این نوشته‌ها نگاه می‌کنید، سعی کنید به این سوال هم پاسخ دهید: «در طول روز چطور دوستی برای خودتان هستید؟» اگر شما دوستی هستید که نکات منفی تمرین یک و 2 را در گوشتان زمزمه می‌کند، آیا زمان آن نیست که کمی تغییر کنید. به این فکر کنید که چطور دوستی باید برای خودتان باشید؟ شما کسی هستید که هر روز و هر لحظه با ذهن‌تان صحبت می‌کند و این‌که دوست خوبی برای خود باشید می‌تواند بیشتر از هرچیز دیگری در زندگی شما تاثیر‌گذار‌ باشد. بار دیگر از خود بپرسید. چطور دوستی باید برای خودم باشم؟ آیا تمام مدت دنیا را برای خود مسموم و آلوده جلوه می‌دهم یا این‌که نکاتی که در ذهن‌تان به‌خود گوشزد می‌کنید، منطقی و آرامش‌بخش است؟ آیا دوستی هستید که زندگی را برای‌تان مثبت جلوه می‌دهد یا مدام در ذهن‌تان زمزمه می‌کند که «تو نمی‌توانی؟!» سعی کنید در زمانی که خود را قضاوت می‌کنید جانبداری نکنید. شما مقابل خودتان و بی‌حضور فرد دیگر ارزیابی می‌شوید و قاضی این دادگاه هم کسی جز خودتان نیست. پس طفره نروید و سعی کنید تا آنجا که ممکن است، صادق باشید.
تمرین شماره 7حالا قضاوت کنید
حالا وقت آن است که خودتان را قضاوت کنید.با خودتان صادق باشید و به این سوالات جواب دهید.1.آیا شما با قدرت به صدای درونی‌تان گوش می‌دهید؟ سعی کنید به یاد بیاورید که چه زمانی بوده و در چه موقعیتی قرار داشته‌اید.2. آیا زندگی واقعی شما و آنچه از خود بروز می‌دهید و همین‌طور شخصیت اجتماعی‌تان در تقابل با افکار،  ارزش‌ها‌، اعتقادات و تعریف‌هایی قرار دارد که برای زندگی خود ساخته‌اید؟3. آیا امروز، درست در همین لحظه می‌توانید با جزئیات شرح دهید که چه کسی هستید؟ به این سوال با دقت فکر و سعی کنید خودتان را آن‌طور که می‌شناسید به‌خود معرفی کنید. چه چیزهایی را در مورد خودتان هنوز نمی‌دانید؟
نظرات ()



سلام
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٦/۱
سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
نظرات ()



آموخته ها
نويسنده: مرتـــضـــی - ۱۳٩٠/٦/۱
اموخته ام که :وقتی با کسی روبرو میشویم انتظار لبخندی از سوی ما دارد.

اموخته ام که :زندگی شیرین است اگر با عشق باشد.

اموخته ام که :عشق زهر است عسل.

اموخته ام که :خوشبختی جستن ان است نه پیدا کردن ان.

اموخته ام که : به چیزی که دل ندارد نباید دل بست.

اموخته ام که :باد با چراغ خاموش کاری ندارد.

اموخته ام که :لبخند ارزانترین راهی است که میتوان با ان نگاه را وسعت بخشید.

از طرف : جواد افشار

نظرات ()



مطالب قديمي تر »